farzandezamin

farzandezamin

صلح طلب/طرفدارآشتی ملی/بیش فعال مستقل محیط زیست/کنشگراجتماعی/شاعر/نویسنده/طرفدارفرضیه گایا(فرزندزمین)


-
زمین ، در پنجه ی زندان درد استزمان ، آغاز تاریک نبرد استدلت را خوش نکن به ابر و باراندرخت آرزو بی حال و زرد است.........................................ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
-



ورامین را کم آبی کرده خسته بیابان ظرف آبش را شکسته هوای سرد و خشک فصل پاییز به دوش خاکی شهرم نشسته

-





اگه دنیا ، به دستانش تفنگه// دل دریایی ما ، مرد جنگه//
برای هر که شادی را بخواهد//
تموم زندگی ، یک جا قشنگه//
-

زمین سرد و سپیده در زمستان// وَ باران هم ، شدیده در زمستان//
جوان ، تو لایق شادی و عیشی//
دوام گل ، بعیدِ در زمستان/

-



گل زیبای لبخندم شکسته// می آید غم به سویم دسته دسته// اگر قلب شکسته می خری تو// خداوندا دل من هم شکسته//

-

کسی که عمر او در بند آه است// گذشته حال و فردایش سیاه است// او می فهمد دل یوسف وش من// چرا افتاده و در قعر چاه است//



-

هوا دلگیر و مردم ، مردم آزار// دروغ و دزدی و بیکاری بسیار//
جوانی یک چراغ نیمه سوز است//
که میسوزد در این تالار غم بار//



-



خدا، افتاده در گودال اشکم// همه خندان و من دنبال اشکم// تن ِ زخمی و خستم را بپوشان//
هوا سرد است و من پامال اشکم//

-





زمین در کاسه ای از خون گرفتار// بشر در پنجه ی بی رحم اجبار//
ورق های کتاب سرخ تاریخ//
نگین خوش تراش دستِ تکرار//
-
photo_2018-03-21_04-02-26.jpg
دل انسان به حرص و کینه چرکین//
کویر آلوده و دریاچه غمگین//
مصیبت ها به دوشش دارد آن کس//
که میخواهد جهان را بهتر از این//

-
زمین در پنجه ی شب های سرد است
زمان باروت بی رحم نبرد است
دلت را خوش نکن به باد و باران
درخت آرزو بی حال و زرد است